جریان نوشریعتی با همه تنوع و تکثری که در دل خود دارد، امروز یکی از جریانهای اصلی فکری در ایران است و از رهگذار ویژگیهای مذکور برای آن، میتوان به خلأهایی پی برد که روشنفکری امروز ایرانی با آن دست به گریبان است.
میتوان جهانی را در نظر آورد که در آن نه فقط فلاسفه و اندیشمندان، بلکه همه آدمیان در عین اختلافات و تنوع و چندگانگی و با وجود تکثر اندیشهها و باورها، با یکدیگر در صلاح و مودت زندگی کنند.
فیلسوفان ما، از فارابی و ابنسینا و خواجه نصیرالدین گرفته شیخ اشراق و میرداماد و ملاصدرا، به رغم بلندی اندیشه و اهمیت انکارناپذیرشان، کمتر با متن جامعه ارتباط داشتند و آثارشان مخاطبانی محدود در میان اهل فرهنگ و کتابخوانها داشت.
حالا اما گویا کتابسازان عزیز، متوجه اهمیت مترجم کتاب هم شدهاند. یعنی دریافتهاند که صرف نام داستایوفسکی و ویکتور هوگو روی جلد کتاب، برای فروش آن به خلقالله کفایت نمیکند و بد نیست مترجم کتاب هم آدم سرشناس و مشهوری باشد.